ملکه بانو

مادرها در قلب پسرانشان ملکه ای هستند که هیچ زنی در هیچ جای دنیا جای آنها را نخواهد گرفت.

۱۹۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ملکه» ثبت شده است

خواب ظهرگاهی

خانواده همسر تقریبا همه رفتن کربلا. بعد مادر آقای همسر تنها مونده ما اومدیم پیشش. القصه جمعه شب اومدیم شب خوابیدیم، بعد حدود ۲:۳۰ جمع کردم با شازده پسر رفتیم خونه که به شاهزاده برسیم. رسیدبم و من از خستگی دراز کشیدم، شازده پسرم اومد کنارم. دراز کشیدن همان و خوابیدن همان. حالا بچم اومده پشت در هر چی زنگ میزنه کسی باز نمی کنه. میاد بالا می کوبه به در بازم کسی باز نمی کنه. بنده خدا همسایمون می شنوه میاد میگه من صدای داداشتو شنیدم، کفشاشونم هیت. حالا زنگ میزنن همسرم ، اونم هر چی زنگ میزنه به تلفن خونه و موبایلم من جواب نمیدم. زنگ میزنه به مامانش میگه ملکه اونجاست؟ میگه نه یه ساعتی هست راه افتاده. بنده خدا نگران سریع راه میفته. حالا من یه دفعه از خواب می پرم می بینم ساعت ۴، شاهزاده نیست. گوشی بر میدارم زنگ بزنم می بینم همسرم چند دور زنگ زده، حدس می زنم شاهزاده رفته باشه خونه همسایه. بچم گریه کنون اومد خونه!

اصلا چنین چیزی سابقه نداشت. خلاصه که نیم ساعت خوابیدیم، یه ملت رو نگران کردیم!

۲ نظر
ملکه بانو

مادر چراغ خونه

مامان اینا رفتند سمت مرز که ان شاء الله برن برای پیاده روی اربعین. و من هنوز نرفته دلتنگ شده ام.

مامان که تهران نیست من عمیقا احساس تنهایی می کنم. وقتی تلفن رو بر می دارم می مونم به کی زنگ بزنم. برای کارهام با کی مشورت کنم و درد و دل هام رو کجا ببرم؟ موقع حال بدی کجا برم که با حال خوب برگردم؟

۳ نظر
ملکه بانو

...

نمی دونم دارم با خودم و زندگیم چی کار می کنم. می سازم، میسازم، می سازم، یهو سرلجو لج بازی، ناراحتی، قهر، ... کبریت می زنم همو رو آتیش می زنم.

خستم، خیلی خیلی خسته. احساس تنهایی، پوچی و سردرگمی می کنم. و میدونم همش به خاطردوریم از خداست. و می دونم اگه دستم رو بذارم تو دستش همه چیز درست میشه. و لذت همراهی با خودش و ولیش رو چشیدم. وپوچی چیزایی که الکی بهشون چنگ می زنم رو هم در ک میکنم. اما نمی دونم چمه که بازم تو این دور باطل گیر کردم؟!

کاش دست از این لجبازی بی نتیجه بردارم و دوباره دست به کار شم، همون جور پاک و همون جور مصمم.

۴ نظر
ملکه بانو

سرکه در عسل

یه روزایی هست در مقابل غرها، گریه ها و بدقلقی های ناتمام پسرا صبر می کنم و صبر می کنم و صبرمی کنم، اما ناگهان منفجر می شوم. و امان از این انفجارها که تمام آن صبوری کردن ها را هم بر باد می دهد و من عجیب حس خسران می کنم این مواقع!

۵ نظر
ملکه بانو

انا فقیر و انت الغنی

از دیروز به خاطر یه سرماخوردگی افتادم. همش خواب، تب و لرز، ... .

خدا قشنگ به آدم نشون میده تو هیچی نیستی، شب سالم و سلامت می خوابی، صبح با تب و لرز بیدار میشی! آدم این موقعاست فقر محض بودن خودش را به تمام معنا وجدان می کنه. 

کاش این باور رو تا آخر عمر حفظ کنم.

کاش باور کنم که هر لحظه از عمرم می تونه آخرین لحظم باشه.

کاش بتونم جوری زندگی کنم که اون دنیا روم بشه توی چشمای خدا و امام زمانارواحنا فداه نگاه کنم.

۳ نظر
ملکه بانو

بازی

من رو گوشیم هیچ گونه بازی نمی ریزم. چند وقته به خاطر ترک یه عادت بد یه بازی ریخته بودم گاهی مشغولش میشدم. بعد این بازی یه بازی دیگه معرفی کرد، دانلودش کردم. آخر روز دیدم تو نرم افزار مخصوص ساعات استفاده از گوشی زده ۱:۳۰ باهاش بازی کردم. هیچی دیگه جفتشو پاک کردم!

۴ نظر
ملکه بانو

...

و امروز ۳۰ ساله شدم.

۸ نظر
ملکه بانو

تاثیرگذارترین کتاب ها

وقتی لوسی می عزیز تاثیرگذارترین کتاب هاش رو معرفی کرد، منم دلم خواست تاثیرگذارتین کتاب ها رو بر خودم بنویسم.

اولیش کتاب آفتاب در حجاب سیدمهدی شجاعیه. کتابی که در دوران راهنمایی خوندم و باعث شد حضرت زینب سلام الله علیها برام یه الگوی تمام عیار باشه و دلم بخواد مثل ایشون مظهر صلابت، شجاعت و وقار باشم.

دومین کتاب کتابیه که قبلا هم معرفیش کردم و به افراد زیادی هم معرفیش کردم: برتری خفیف. کتابی که بر خلاف بسیاری از کتاب های روانشناسی مشابه به روند آهسته و پیوسته معتقده و کمک زیادی به من کرده.

سومین کتاب هم کتاب بهشت سعادت از حسین درگاهی است که برای من یک نسخه از زندگی کردن در بهشت بود. خوندن کتاب برام بسیاااااااار لذت بخش، تاثیرگذار و راهگشا بود.

۲ نظر
ملکه بانو

رویایی قدیمی

این روزها خیلی بیشتر از قیل به یه کتابفروشی کوچیک فکر میکنم که نشستم اون پشت و مابین خروج و ورود مشتری ها، غرق میشم توی کتاب ها، در سکوت و آرامشی وصف ناپذیر‌.

۶ نظر
ملکه بانو

تابستان

این مدت به قدری سرم شلوغه که حس یه کارمند چند شیفته رو دارم. چند تا کلاسم با هم همزمان شدند. از لحاظ جسمی بسیاااار ازم انرژی می گیره، اما از لحاظ روحی بسیار شارژم، بحمدلله. به حدی که به فکر افتادم روزهای بعدم رو هم پر کنم.

مرتب از خدا می خوام به وقتم برکت بده تا بتونم به کارهام برسم. شما هم برام دعا کنید.

۷ نظر
ملکه بانو

تاریخ

هیچ وقت به تاریخ علاقه نداشتم.

چند ماهی هست که خوندن زندگی پیامبران رو شروع کردم. زندگیشون سرشار از درس، نصیحت، نکته و عبرته. در ضمن باعث شده در علاقم به خوندن تاریخ تجدید نظر کنم.

خوندن کتاب حیات القلوب رو به عنوان یک منبع مطمئن، روان و ساده توصیه می کنم.

۲ نظر
ملکه بانو

...

دلم می خواد یه هفته برم یه جا تنهای تنها، خودم باشم و خودم، فقط بشینم فکر کنم.

۳ نظر
ملکه بانو

تمرین

دارم تمرین می کنم وقتی کسی از سختی های زندگیش به خصوص بچه هاش میگه، نمونه ای سخت تر و بدتر از زندگی خودم مثال نزنم، گوش بدم و فقط همدردی کنم.

دارم تمرین می کنم وقتی کسی چیزی تکراری تعریف می کنه، جوری گوش بدم که نفهمه تکراریه.

دارم تمرین می کنم وقت صحبت و بحث با شاهزاده بیشتر روی درک احساساتش تمرکز کنم.


۵ نظر
ملکه بانو

این روزها

الحمدلله چه برف خوبی بود. حال مردم رو کلی خوب کرد.
ما که مریض دار بودیم و خانه نشین، اما دیدن پشت بام پوشیده از برف و درختان برفی حال دلمان را بسی خوب کرد.

این روزها حس یک بچه نوپا را دارم که در تلاش مداوم است برای قدم برداشتن، اما با هر قدمی که می رود، یک زمین خوردن هم همراه است. برایم بسسی دعا کنید محتاجم بسیاااار. دعا کنید بتوانم چند قدمی را بدون زمین خوردن طی کنم. 
۱ نظر
ملکه بانو

مرور دوباره

احساس کردم نیاز دارم دوباره کتاب "به بچه ها گفتن، از بچه ها شنیدن" رو بخونم. 

دفعه قبل حدود 6 ماهی طول کشید خوندنش و شدیدا برام فایده داشت خوندنش. امیدوارم این بار خوندنش بیش از 2 ماه طول نکشه ولی اثرش چندین برابر باشه.

مادر بودن یعنی تلاش مداوم برای اصلاح خود!!

۱ نظر
ملکه بانو

کدبانوطورانه

یه عالمه پیاز داشتیم. این بار که به آقای همسر گفتم سیب زمینی بخره، دوباره یه عالمه پیاز خریده. فکر کنم بساط پیازداغ درست کردن اجباری مهیا شده!

دلم ترشی درست کردن می خواد اما این هفته اصلا وقت ندارم. امیدوارم بعد ماه صفر برسم. دلم ترشی لیته میخواد این بار. ترشی لبو هم چون حسابی مورد استقبال قرار گرفت امسال می خوام بیشتر درست کنم ان شاء الله.

۲ نظر
ملکه بانو

خنثی کردن بمب اتمی

تقریبا بیش از دو ساله دارم روی کنترل خشمم کار می کنم. راه های زیادی رفتم: دعا و ذکر، طب سنتی، گوش دادن به سخنرانی، مطالعه، مراقبه، ... .

همه این روش ها کمک کرد اما از اون جایی که بیشترین عامل خشم من بچه ها هستند، یه راهی که خیلی کمکم می کنه زدن به در شوخیه. وقتی تو اوج عصبانیت، حتی وسط داد و بیداد یادم می افته که "ای واااااااااااای، قرار بود عصبانی نشم، داد نزن."، می زنم به در شوخی: یه کلمه من دراری بامزه، یا جمله ای خنده دار باعث میشه اون بمب متحرک خنثی بشه. 

ممنون میشم اگه شما هم راهی می شناسید بهم بگید!

۳ نظر
ملکه بانو

خونه تکونی

فکر کنم برای فرار از این دوره خمودگی باید به یک خونه تکونی فشرده رو بیارم!

۰ نظر
ملکه بانو

...

میدونم که نمی خواست ناراحتم کنه. درست که پشیمون شد و عذرخواهی کرد. اما یه تکه از قلب من کنده شده! یه تیکه که کاملا جای خالیش محسوسه.

۲ نظر
ملکه بانو

رفیق

امروز دوستم رو دیدم. درست که تقریبا یک ساعت و نیم دیر رسید، اما خیلی خوب بود. کاش ایران بود تا بیشتر می تونستیم همو ببینیم. تنها دوستیه که خیلی راحت می تونم از برنامه هام براش بگم. شاید از نظر ظاهری و موقعیتی هیچ شباهتی نداشته باشیم، ولی نزدیک ترین روحیه رو به من داره، جوری که حتی قبل از ازدواجش هم خیلی راحت با همدیگه حرف می زدیم.

۱ نظر
ملکه بانو

غذای جدید

یکی از اهداف سال جدیدم این بود که حداقل ماهی یه غذای جدید درست کنم. قبل از این کوکوی مرغ به لیست غذاییمون اضافه شد. دیشب دومین غذای جدید امسال رو درست کردم: ناگت مرغ. خودم که زیاد نپسندیدم، ولی بقیه خانواده استقبال کردند.

آقای پادشاه و شاهزاده عزیز علاقه چندانی به مرغ ندارن. منم تا به استیصال نرسیم یا مهمون نداشته باشیم، مرغ درست نمی کنم. اما امان از وقتی که مرغ اضافه بیاد، حالا یا از مهمونی خودمون یا جایی بهمون مرغ بدن. می موندم چه کنم! اینه که اولین تلاش هایم برای درست کردن غذای جدید به مرغ ختم شد. باشد که رستگار شویم.
۲ نظر
ملکه بانو

...

خیلی طول کشید تا یاد گرفتم توان، استعداد، روحیات، موقعیت ها و امکانات آدم ها با هم متفاوته؛ پس امتحانات، سختی ها، راحتی ها، ناراحتی ها، اولویت ها و عکس العمل های آدم ها با هم متفاوت خواهد بود. پس حسرت، حسادت، قضاوت ممنوع!

دلیل نداره اون کاری که تو کردی، برای بقیه هم درست ترین کار باشه.

دلیل نداره چون تو تونستی در یک شرایط سخت ادامه بدی، بقیه هم بتونن در اون شرایط ادامه بدن.

دلیل نداره راهی که به نظر تو غلطه برای بقیه هم غلط باشه. گاهی درست ترین کار در شرایط متفاوت و برای آدم های متفاوت، تفاوت می کنه.

دلیل نداره شرایطی که از نظر تو خیلی مناسب و راحته، برای دیگری هم همین طور باشه.


۳ نظر
ملکه بانو

سرعت خواندن

من عادت ندارم موقع خوندن به خصوص رمان یا مطالب عادی، کل کلمات رو بخونم و این موضوع موقع خوندن متن های انگلیسی اذیتم می کنه. این ناتوانی حتی گاهی باعث شده بی خیال خوندن خیلی از بلاگای انگلیسی زبان بشم!
 دلم میخواست تواناییم به حدی می رسید که می تونستم به راحتی و با سرعت متن های انگلیسی رو هم بخونم.
۲ نظر
ملکه بانو

...

دوباره از جا بلند شدم. کمی سردرگمم. احساس میکنم به یه نقشه راه جدید نیازمندم ولی هنوز نتونستم ذهنم رو جمع کنم. هنوز ذهنم مشغوله و شلوغ پلوغ، اما همین که دوباره از جا بلند شدم ، خوبه‌. 

چقدر خوبه ماه رمضان داره میاد. ماه رمضان پر از حسا و موقعیتای نابه. امیدوارم بتونم و بتونیم ازش بیشترین و بهترین بهره رو ببریم.

۱ نظر
ملکه بانو

من می توانم

دیروز تصمیم گرفتم اعتیادم رو به رمان خوندن ترک کنم.
خیلییییییییی سخته ترک چیزی که چیزی حدود 5 سال همدم روزها و شبای تنهاییا و داغونیات باشه، اونم در روزهایی که حالم شدیدا خرابه. اما دلم میخواد این بار دردش رو تحمل کنم تا وقتی تمام مخدرش از خونم پاک شه. تا روزی که موقع حال بدم ناخودآگاه دست و دلم نره سمت رمان و ساعت ها از عمر باارزشم صرف خوندن اون نشه.
۲ نظر
ملکه بانو

...

از اون روزی که با خودم قرار گذاشتم اگه کسی چیزی گفت که با اطلاعات قبلی من تفاوت داشت، فکر نکنم اشتباه می کنه؛ کلی چیز جدید یاد گرفتم.

۱ نظر
ملکه بانو

سفر ما

روز جمعه صبح پدر و پسرا رو بیدار کردیم که بریم کاشان. رفتیم دنبال مامان اینا سوارشون کردیم که راه بیفتیم که ماشین بازی دراورد و تا درست شه شد نزدیک ظهر و ما از کاشان رفتن افتادیم. نمی دونم چرا قسمت نیست ما کاشان رو ببینیم!!

این شد که رفتیم قم. خیلی خوب بود. بعد از سال ها تونستم به راحتی مقابل ضریح خانم بشینیم و نفس بکشم. عالی بود. انگار توی بهشت داری نفس می کشی.

قمیای عزیز لطفا هر بار میرید حرم یه سلامی از طرف من بدید لطفا.


۴ نظر
ملکه بانو

فردا

به امید دیدن گلاب گیری برای فردا قرار کاشان گذاشتیم، بعد سرچ کردم دیدم از نیمه اردیبهشت تازه شروع میشه گلاب گیری!

از اونجایی که جمعه های آینده تا آخر اردیبهشت یحتمل پرن، و از اونجاتر که خواهر محترمه گفتن بناهای تاریخی قشنگی داره، قرار فردامون همچنان پابرجاست.

قراره ان شاء الله اردیبهشتمان با کاشان شروع شود و با قم به شب رسد.

۲ نظر
ملکه بانو

دومین

و امروز دومین سالگرد دومین تجربه مادری من!

۱۱ نظر
ملکه بانو

...

این روزا کاملا احساس می کنم که پیشرفت محسوسی در زمینه های مختلف زندگیم داشتم.

از اون ور وقتی به خیل عظیم ایرادات و نواقصم فکر می کنم، با خودم میگم: "من با این همه پیشرفت اینم، قبلا چی بودم؟!!"

۸ نظر
ملکه بانو