ملکه بانو

مادرها در قلب پسرانشان ملکه ای هستند که هیچ زنی در هیچ جای دنیا جای آنها را نخواهد گرفت.

زندگی با کتاب

کتاب خوندن همیشه یکی از لذت های روزمره من بوده. خرید کتاب و خوندنش همیشه برام یه امر تفریحی و شارژر روحی بوده. 

یکی از آرزوهام این بوده که یک کتاب فروشی کوچیک داشته باشم یا کتابدار یک کتابخونه باشم.

پدر من ناشرن و دفتر پخش کتاب دارند، اما هیچ وقت به این فکر نکرده بودم که با پدرم همکاری داشته باشم، واقعا نمی دونم چرا؟!!!

اما چند هفته ای هست که مسئولیت پیج اینستاگرام پدرم رو برعهده گرفتم. دو روز در هفته به دفتر ایشون میرم و در بین قفسه های کتاب نفس می کشم و با کتاب ها زندگی می کنم.

خلاصه همه اینا رو گفتم که بگم اگه اهل کتاب هستید به پیج ما هم سر بزنید.

۱ نظر
ملکه بانو

مدرسه

پسرم بعد از ۴ ماه تعطیلی بالاخره گفت: کاش می‌رفتیم!

۰ نظر
ملکه بانو

لذت‌های مادرانه

حالم خوب نبود و روی تخت خوابیده‌ بودم. یک دفعه صدای اب و ظرف آمد‌. یکی داشت ظرف می‌شست. پسر کوچکم روی پنجه‌های پاهایش ایستاد ها بود و با مایع دستشویی!! ظرف‌های افطار را می‌شست.

 

پ.ن:

باورم نمیشه ام امسال باید بره پیش دبستانی. احساس می‌کنم خیلی کوچیک‌تر از برادرشه در این مرحله.

۵ نظر
ملکه بانو

دندان درد

پسر کوچکم را خواباندم و خوشحال از سکوت و آرامش منزل، مشغول کارهایم شدم. یک دفعه صدای گریه اش بلند شد. سریع به سمتش رفتم. فهمیدم که دندانش درد گرفته. یک قاشق استامینوفن بهش دادم و دوباره خواباندمش. یک ساعت بعد دوباره با گریه از خواب بلند شد. و این روال تا صبح ادامه داشت. دیگر مستاصل شده بودم. هیچ جوره آرام نمی شد. مسکن، مسواک، آب نمک، حمد، دعا، لعن، صدقه. هر چه در چنته داشتم رو کردم اما سود چندانی نداشت. فقط در آغوشش می کشیدم و در حال تکان دادنش دعا می خواندم. یاد شش ماهه رباب افتادم. وقتی که از شدت گرسنگی بی تاب می شد و هیچ کاری از دست مادرش برنمی آمد. وقتی که از فرط استیصال بغل به بغل می چرخید و آرام نمی گرفت. بمیرم برای دل مادرش که در آن چند ساعت چه کشید!

دعا کنیم به حق بی تابی های علی اصغر، آرام بخش قلب رباب را برساند.

 

۷ نظر
ملکه بانو

یا علی

سلام به همگی

نماز روزه هاتون قبول باشه

ان شاء الله ما رو یادتون نرفته باشه دعا کنید.

راستش مدتیه تصمیم گرفتم اینجا رو تعطیل کنم. نمی دونم این تعطیلی چقدر طول بکشه. با این که کلی حرف دارم اما فعلا تصمیمم بر به روز نکردنه!

ببخشید که دیگه بهتون سر هم نمی زنم

دوست داشتید توی بلاگفا همراهم باشید. احتمالا وبلاگ دیگه بیانم رو هم ادامه بدم ولی قطعی نیست.


من رو بابت تمام دقایقی که با مطالبم از زندگیتون گرفتم، حلال کنید.

دلم براتون تنگ میشه.

التماس دعا

یاعلی


۶ نظر
ملکه بانو

مرخصی

دلم یه مرخصی چند روزه از همه مسئولیت‌های زندگیم می‌خواد. یه تنهایی مطلق در یه جای خوش آب و هوا

۶ نظر
ملکه بانو

حب و بغض

به این نتیجه رسیدم اگر می‌خوایم حب و بغضمون درست و عمیق شکل بگیره باید تاریخ بخونیم. و اگر می‌خوایم حب و بغض در وجود فرزندانمون درست و عمیق شکل بگیره، براشون داستان‌های تاریخی رو به صورتی جذاب تعریف کنیم.

۴ نظر
ملکه بانو

تاریخ

هر چقدر قدیم الایام از تاریخ بدم میومد، تازگی نه تنها دوستش می‌دارم بلکه از خوندنش لذت می‌برم.

متاسفانه نتونستم کتاب حیالت القلوب رو تموم کنم. امیدوارم وقتم کمی آزاد شه کاملش کنم.

این روزها شروع کردم به خوندن تاریخ اسلام: پیامبر صلی الله علیه و آله و اجدادشون، امیرالمومنین علیه السلام.

چقدر علاقه‌ام به حضرت ابوطالی و عبدالمطلب زیاد شده.

می‌دونستید سیادت از حضرت هاشم جد پیامبر آغاز شده؟ ایشون در قحطی که در مکه میاد تمام اموالشون رو خرج مردم می‌کنند و خدا در عوضش بهشون مقام سیادت میدن!

دارم دو تا کتاب در مورد حضرت ابوطالب هم می‌خونم.

کتاب «از کعبه تا بهشت» نوشته داوود صفرزاده رو حتما حتما بگیرید بخونید و به نوجوان‌ها و جوان‌های اطرافتون هدیه بدید. کتاب درمحوریت امیرالمومنین علیه السلام و در طی داستان‌های ۲-۳ صفحه‌ای با بیانی زیبا، روان و شیرین ماجراها رو تعریف می‌کنه. قیمتشم ۲۰۰۰ تومنه. تا چاپ جدیدش نیومده و گروه نشده بخرید.

۱ نظر
ملکه بانو

یکی از اولین‌ها

امشب برای اولین بار تنها نشستم پشت فرمون. قبلش شدید استرس دلشتم ولی بعد خدا رو شکر آروم بودم، با وجود گریه‌های بی‌پایان شازده‌پسر، بارونی بودن هوا و برف‌پاک‌کنی که با هر بار استفاده تا چندین ثانیه هیچی نمی‌دیدم.

تجربه خوبی بود، با این که وقتی رسیدم احساس کردم انرژیم به صفر رسیده!

۵ نظر
ملکه بانو

شاهزاده

شاهزاده از دیروز مریضه. 

شب یهو بیدار شد گفت: وااای سروییم. 

گفتم بخواب عزیزم. ۱۱ شبه تازه. با خیال راحت بخواب تب داری فردا نمی‌خواد بری مدرسه. 

میگه: پس‌فردا می‌خوام برما، کلاس کاردستی دارم!!

گفتم: حالا بخواب

حالا امروز رفتیم دکتر ۲ روز دیگه مرخصی داده.

میگه: نه من می‌خوام برم مدرسه. فردا کاردستی و ورزش داریم. چهارشنبه‌ام شنا داریم!!

یعنی این حجم از علاقه به درس و علم‌آموزی پسرم رو موندم چی کار کنم؟!!

۲ نظر
ملکه بانو