ملکه بانو

مادرها در قلب پسرانشان ملکه ای هستند که هیچ زنی در هیچ جای دنیا جای آنها را نخواهد گرفت.

خواب ظهرگاهی

خانواده همسر تقریبا همه رفتن کربلا. بعد مادر آقای همسر تنها مونده ما اومدیم پیشش. القصه جمعه شب اومدیم شب خوابیدیم، بعد حدود ۲:۳۰ جمع کردم با شازده پسر رفتیم خونه که به شاهزاده برسیم. رسیدبم و من از خستگی دراز کشیدم، شازده پسرم اومد کنارم. دراز کشیدن همان و خوابیدن همان. حالا بچم اومده پشت در هر چی زنگ میزنه کسی باز نمی کنه. میاد بالا می کوبه به در بازم کسی باز نمی کنه. بنده خدا همسایمون می شنوه میاد میگه من صدای داداشتو شنیدم، کفشاشونم هیت. حالا زنگ میزنن همسرم ، اونم هر چی زنگ میزنه به تلفن خونه و موبایلم من جواب نمیدم. زنگ میزنه به مامانش میگه ملکه اونجاست؟ میگه نه یه ساعتی هست راه افتاده. بنده خدا نگران سریع راه میفته. حالا من یه دفعه از خواب می پرم می بینم ساعت ۴، شاهزاده نیست. گوشی بر میدارم زنگ بزنم می بینم همسرم چند دور زنگ زده، حدس می زنم شاهزاده رفته باشه خونه همسایه. بچم گریه کنون اومد خونه!

اصلا چنین چیزی سابقه نداشت. خلاصه که نیم ساعت خوابیدیم، یه ملت رو نگران کردیم!

۲ نظر
ملکه بانو

دعای غریق

دعای غریق رو زیاد بخونیم: «یا الله یا رحمن یا رحیم یا مقلب القلوب ثبت قلبی علی دینک»



حضرت ابی عبدالله علیه السلام فرمودند که : 

«زود است می‌رسد به شما شبهه‌ای، پس باقی می‌مانید بدون علمی و بدون امام راهنمایی ظاهرا، و نجات نمی‌یابد در آن شبهه مگر کسی که بخواند دعای غریق را.»

گفتم: چگونه است دعای غریق؟ 

فرمودند می‌گویی:

«یا الله یا رحمن یا رحیم، یا مقلب القلوب، ثبت قلبی علی دینک».

۱ نظر
ملکه بانو

مستند حیات وحش

کسی سایتی کانالی می شناسه کلیپای کوتاه، جالب و قابل تامل از مستندات حیات وحش، ترجیحا گیاهی داشته باشه؟

۱ نظر
ملکه بانو

فرصت را غنیمت بشماریم

گفتم بگم این روزا دیگه زمان شروع گرفتن روزه های قرضیه. باشد که همت گماریم و تا پایان زمستان روزه های قرضبمان به صفر برسد.

۶ نظر
ملکه بانو

روزنوشت های یه مادر کلاس اولی

دو شبه موقع خوابوندن پسرا خودمم خوابم میبره، شاید گوشی با خودم نمیبرم!! 

شب اول با اومدن آقای همسر از خواب پریدم و یادم افتاد غذا رو گاز داستم. هر چند از مرغ روی گاز چیزی باقی نمونده بود و مجبور شدم یه تیکه دیگه دربیارم و بپزم برای ناهار شاهزاده.

امروز شاهزاده باید الویه می برد، قبل خواب بچه ها مواد رو تند تند رنده کردم و گفتم بقیش رو بعد خوابیدن بچه ها انجام میدم. خوابوندن بچه ها همان و خوابیدن تا صبح همان. صبح که از آقای همسر بابت خوابیدن عذرخواهی کردم، گفت صدات کردم اما گفتی نمی خوام بیام! بقیه الویه رو هم بعد نماز صبح آماده کردم و تحویل کلاس اولیمون دادم.

۳ نظر
ملکه بانو

حلیم/هلیم

کسی تجربه ای از حلیم پختن داره به من بده آیا؟

۱ نظر
ملکه بانو

سرکه در عسل

یه روزایی هست در مقابل غرها، گریه ها و بدقلقی های ناتمام پسرا صبر می کنم و صبر می کنم و صبرمی کنم، اما ناگهان منفجر می شوم. و امان از این انفجارها که تمام آن صبوری کردن ها را هم بر باد می دهد و من عجیب حس خسران می کنم این مواقع!

۵ نظر
ملکه بانو

انا فقیر و انت الغنی

از دیروز به خاطر یه سرماخوردگی افتادم. همش خواب، تب و لرز، ... .

خدا قشنگ به آدم نشون میده تو هیچی نیستی، شب سالم و سلامت می خوابی، صبح با تب و لرز بیدار میشی! آدم این موقعاست فقر محض بودن خودش را به تمام معنا وجدان می کنه. 

کاش این باور رو تا آخر عمر حفظ کنم.

کاش باور کنم که هر لحظه از عمرم می تونه آخرین لحظم باشه.

کاش بتونم جوری زندگی کنم که اون دنیا روم بشه توی چشمای خدا و امام زمانارواحنا فداه نگاه کنم.

۳ نظر
ملکه بانو

سلام کلاس اولی

دیروز رفتیم موهای شاهزاده رو کوتاه کردیم و امروز به همراه پدر راهی مدرسه اش کردیم. امیدوارم این علاقه و پشتکارش به درس و مدرسه مستدام باشه و هر چه را یاد می گیرد، در راه خدا و ولیش به کار گیرد.

۵ نظر
ملکه بانو

بازی

من رو گوشیم هیچ گونه بازی نمی ریزم. چند وقته به خاطر ترک یه عادت بد یه بازی ریخته بودم گاهی مشغولش میشدم. بعد این بازی یه بازی دیگه معرفی کرد، دانلودش کردم. آخر روز دیدم تو نرم افزار مخصوص ساعات استفاده از گوشی زده ۱:۳۰ باهاش بازی کردم. هیچی دیگه جفتشو پاک کردم!

۴ نظر
ملکه بانو

...

و امروز ۳۰ ساله شدم.

۸ نظر
ملکه بانو

تاثیرگذارترین کتاب ها

وقتی لوسی می عزیز تاثیرگذارترین کتاب هاش رو معرفی کرد، منم دلم خواست تاثیرگذارتین کتاب ها رو بر خودم بنویسم.

اولیش کتاب آفتاب در حجاب سیدمهدی شجاعیه. کتابی که در دوران راهنمایی خوندم و باعث شد حضرت زینب سلام الله علیها برام یه الگوی تمام عیار باشه و دلم بخواد مثل ایشون مظهر صلابت، شجاعت و وقار باشم.

دومین کتاب کتابیه که قبلا هم معرفیش کردم و به افراد زیادی هم معرفیش کردم: برتری خفیف. کتابی که بر خلاف بسیاری از کتاب های روانشناسی مشابه به روند آهسته و پیوسته معتقده و کمک زیادی به من کرده.

سومین کتاب هم کتاب بهشت سعادت از حسین درگاهی است که برای من یک نسخه از زندگی کردن در بهشت بود. خوندن کتاب برام بسیاااااااار لذت بخش، تاثیرگذار و راهگشا بود.

۲ نظر
ملکه بانو

حمد شفا

میشه لطفا یه حمد برای پسرای من بخونید؟ متشکرم

۷ نظر
ملکه بانو

مشهد

ان شاء الله امشب بعد از یک سال و اندی عازم مشهدم. حلال کنید و دعا بفرمایید سفر پربار و بامعرفتی باشه.

۳ نظر
ملکه بانو

نعمتی به نام سلامتی

دو سه روزی درگیر مریضی شازده پسر بودم. تب زیادی داشت. به حدی که با سرم و تب بر و انواع کارهای سنتی هم باز تبش بالا بود. ولی خدا رو شکر امروز بهتر شد.

این چند روز همش به یاد نوزادایی بودم که توی بیمارستان هر روز ازشون خون می گرفتن. نوزادایی که انواع دستگاه ها بهشون وصل بود. نوزادایی که حتی بعضیاشون معلوم نبود چه مشکلی دارن. یا اون نوزادی که دکتری مادرشو ناامید کرده بودن. خیلی سخته!

یادمه اون موقعی که گفتن باید شازده پسر به خاطر زردی بستری شه، چقدر حالمون خراب بود. اما بعدش که اون نوزادا و مادراشون رو دیدم، حس کردم چقدر کوچیکه مسئله ما و از اون به بعد با هر بار مریضی بچه ها به اونها فکر می کنم و برای شفاشون دعا می کنم.

یه حمد بخونیم برای شفای همه مریضا، به خصوص فرشته های کوچیکی که مریضیشون قلب مادر پدراشون رو به درد آورده.

۴ نظر
ملکه بانو

شرمندگی

فرض کن بهشت و جهنم را بی خیال شدم، شرمندگی باز شدن کارنامه سیاهم در محضرت را چه کنم؟!!

۲ نظر
ملکه بانو

چند سوال اختصاصی

۱. کسی میدونه اگه بخوام در آینده مترجمی زبان کنم، غیر از رفتن به دانشگاه چه جوری می تونم به این کار مسلط شم؟

۲. کسی نرم افزار، سایت یا کتابی می شناسه برای یادگیری زبان عربی؟


۳ نظر
ملکه بانو

پیشنهاد

بر شما باد به گوش دادن مباحث آقای عالی در سمت خدا: یاد مرگ (پنج شنبه ها تکرارش رو داره میذاره)، مهدویت و دینداری در آخرالزمان.

خدا بر توفیقاتشون بیفزاید. مباحثش واقعا معرفتی و تذکریه. کاملا آدم رو متنبه می کنه.

۱ نظر
ملکه بانو

گاهی اوقات

گاهی اوقات لازمه چیزایی رو که خودت میدونی و با دو دو تا چهارتای عقلت بهش رسیدی ولی باز هم کتمان کنی، از زبان یه شخص سوم بشنوی تا بپذیری.

۱ نظر
ملکه بانو

رویایی قدیمی

این روزها خیلی بیشتر از قیل به یه کتابفروشی کوچیک فکر میکنم که نشستم اون پشت و مابین خروج و ورود مشتری ها، غرق میشم توی کتاب ها، در سکوت و آرامشی وصف ناپذیر‌.

۶ نظر
ملکه بانو